خانه > از هر دري > ( گاهی ) زندگی همچون مام ِ قصاب است

( گاهی ) زندگی همچون مام ِ قصاب است

سپتامبر 13, 2010

هرچه پائین تر می روم نرم تر می شود.

نرم تر و دلچسب تر!

.

می بویمش،

بوی ِ عرق می دهد

عرق ِ مردانه

.

می بوسمش

طعم ِ شهوت دارد.

.

عرق و شهوت ِ آمیخته

.

می لیسمش

می مکمش

تا ابعاد ِ بزرگش تنم را به درد نیاورد!

.

گه گاه شهد ِ شیرینش را نوش می کنم

طعم ِ بی دریغ و بی رغیب ِ عسل

.

پایان ِ خوشی این است

درون ِ دهانم ارضا می شود

شور و چسبناک و ملال آور است

هنوز هم عرق و شهوت ِ آمیخته!

.

زندگی ست

زیبا و پر شهوت و در عین ِ پاکی

که خماری ِ بعد ِ نشئگی اش ( نشعه گی )

در عمق ِ رویا گونی

تحمل و تنوع می طلبد.

مهدی

3 بار خوندم زیبا بود.

sepehr

hotودلچسب بود من که پسندیدم.عشق درسته زیباست ولی موقع شهوت نمایانتر میشه.

دسته‌ها:از هر دري
  1. Danials
    سپتامبر 21, 2010 در 4:22 ب.ظ. | #1

    اون لحظات زیبا رو خیلی خوب توصیف کردی شاید بهتره بگم بی نظیر بود..

  2. سپتامبر 13, 2010 در 9:32 ب.ظ. | #3

    از این پست حرارت بلند میشد!

    یوسف

  3. سپتامبر 13, 2010 در 9:10 ب.ظ. | #5

    نگفتم اینجا یه بوهایی میاد ;-)

    • سپتامبر 14, 2010 در 12:04 ق.ظ. | #6

      بوي قورمه سبزيه باباييه فدات شم

  4. سپتامبر 13, 2010 در 4:23 ب.ظ. | #7

    تصویر زیبایی رو با جملات کشیدی…
    وقتی کسی عاشق باشه….
    براش همه کاری میکنه….
    از تعبیر بی رغیب عسلت خیلی خوشم امد..
    چونکه واقعیت محض است…..

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.
دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.