نود و نه تا پست
زنده اش کردم
تا زمان ِ نمی دانم کی زنده است
برای دنبال کردن عطر قهوه ترکش بیا
.
یحتمل دو سال گذشت که گفتیم…
.
من: می خوام تو این وبلاگ نود و نه تا پست بنویسم
سینا: منم می خوام هر نود و نه تاش رو بخونم
.
بیست و چهارم خردادماه یکهزار و سیصد و هشتاد و هشت
اکتبر 11, 2010 در 12:07 ق.ظ.
I LOVE YOU WEBLOG…DO YOU KNOW??
اکتبر 11, 2010 در 1:00 ق.ظ.
Do you mean:
I love your weblog?
Thnk U Mehran
اکتبر 10, 2010 در 10:09 ب.ظ.
امیدوارم بعدش بخوای تا نه صد و نود و نه ادامه بدی
اکتبر 11, 2010 در 12:59 ق.ظ.
اگر مشوق داشته باشم چرا كه نه
اکتبر 10, 2010 در 4:45 ب.ظ.
مونده حالا
اکتبر 11, 2010 در 12:58 ق.ظ.
اي جانم. چه خوب كه اومدي
اکتبر 10, 2010 در 4:02 ب.ظ.
عدد 99 عد عجیبیه. به آدم یه احساس خاصی میده. یه چیزی مثل کمال ناتمام. مرسی که سر زده بودی.
اکتبر 11, 2010 در 12:58 ق.ظ.
يه مامانِ نقطه كه بيشتر نداريم!
اکتبر 10, 2010 در 12:12 ق.ظ.
یعنی شد نود و نه تا؟
مرده بدم زنده شدم گریه بدم خنده شدم /دولت عشق امد و من دولت پاینده شدم
اکتبر 10, 2010 در 1:34 ق.ظ.
خير، پنجاه و دوميه، تاريخ رو ببين
اکتبر 9, 2010 در 11:59 ب.ظ.
اولین بار که یه نفر مینویسه از زنده بودن برای زمان نا معلوم که یه جورایی بی پایانی رو به ذهن القا میکنه! بالاخره یه خط جمله ی درست حسابی خوندیم!!
اکتبر 9, 2010 در 11:48 ب.ظ.
سلام
همش نود و نه تا؟
24 خرداد چه خبر بوده؟
امید وارم تا ابد زنده بمونه…
راستی قهوه دوست دارم خیلی
موفق باشی…………………..
اکتبر 10, 2010 در 1:32 ق.ظ.
بيست و چهارم خرداد روزيه كه دوباره شروع كردم به نوشتن اين بلاگ