ناشناسی ات

وقتی برای میان نهادن،

هیچ حرف نیست

و شخصی تر از آن است که باید!

چه باید کرد؟

.

فرشته ای ساخته ام از ناشناسی ات

که سرتاسر وجودم را طی کرده و باز گشته.

همانم که بودم

من از فتح تو باز گشته ام

11 پاسخ به “ناشناسی ات”

  1. من می شناسم کسی رو که واقعا از یه روح عکس گرفته

  2. فاتحان سرودِ غمگین می خوانند
    این
    برای من یک عقیده هست
    بوسس

  3. بزار که ناشناس بمونه برات …
    فرشته باقی می مونه …
    این طوری بهتره …

    بوس

  4. خدا قوت پهلوون :) )

  5. سلام
    خوش حالم بعد مدت ها نوشتی….
    پست جالبی بود مخصوصا آخرش:
    من از فتح تو بازگشته ام….
    موفق باشی

  6. سفر به خير!

    يوسف

  7. وقتی حرفی برای گفتن نباشه همه آشنا ها غریب میشند…
    حال میخواد ادم باشه یا فرشته….

  8. ندیده!…….. شاید اینطوری خوب هم باشه… عاشق خودش میشی نه صورتش

  9. خیلی وقت بود نمیتوشتی!!

  10. aseman22 می‌گوید:

    Dont do that

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.