ناشناسی ات
وقتی برای میان نهادن،
هیچ حرف نیست
و شخصی تر از آن است که باید!
چه باید کرد؟
.
فرشته ای ساخته ام از ناشناسی ات
که سرتاسر وجودم را طی کرده و باز گشته.
همانم که بودم
من از فتح تو باز گشته ام
وقتی برای میان نهادن،
هیچ حرف نیست
و شخصی تر از آن است که باید!
چه باید کرد؟
.
فرشته ای ساخته ام از ناشناسی ات
که سرتاسر وجودم را طی کرده و باز گشته.
همانم که بودم
من از فتح تو باز گشته ام
ژانویه 24, 2011 در 1:14 ب.ظ.
من می شناسم کسی رو که واقعا از یه روح عکس گرفته
ژانویه 23, 2011 در 4:10 ق.ظ.
فاتحان سرودِ غمگین می خوانند
این
برای من یک عقیده هست
بوسس
ژانویه 21, 2011 در 9:26 ب.ظ.
بزار که ناشناس بمونه برات …
فرشته باقی می مونه …
این طوری بهتره …
بوس
ژانویه 21, 2011 در 1:43 ب.ظ.
خدا قوت پهلوون
)
ژانویه 20, 2011 در 11:51 ب.ظ.
سلام
خوش حالم بعد مدت ها نوشتی….
پست جالبی بود مخصوصا آخرش:
من از فتح تو بازگشته ام….
موفق باشی
ژانویه 20, 2011 در 12:10 ب.ظ.
سفر به خير!
يوسف
ژانویه 20, 2011 در 9:41 ق.ظ.
وقتی حرفی برای گفتن نباشه همه آشنا ها غریب میشند…
حال میخواد ادم باشه یا فرشته….
ژانویه 20, 2011 در 9:41 ق.ظ.
ندیده!…….. شاید اینطوری خوب هم باشه… عاشق خودش میشی نه صورتش
ژانویه 20, 2011 در 3:11 ب.ظ.
ای جانم. کاش همه انسان بودن. نمونه ای رفیق
ژانویه 20, 2011 در 8:20 ق.ظ.
خیلی وقت بود نمیتوشتی!!
ژانویه 20, 2011 در 6:57 ق.ظ.
Dont do that